اگر آسمان چشمان من امشب
اشکباران است خیالی نیست
اگر فاصله ی بین من و تو
به وسعت روزگاران است
خیالی نیست
مرا همین بس که عشقت در چهارجوب
ویران وجودم پنهان است .
+
نوشته شده در یکشنبه 7 فروردین1390 19:15 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|

شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد 
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايداین چنین نوشت هر گلي هم باشي
چه شقايق چه گل پیچک و ياس زندگياجباریست

+
نوشته شده در سه شنبه 17 اسفند1389 20:13 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ
+
نوشته شده در جمعه 6 اسفند1389 8:34 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 مهر1389 17:45 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
مرا از یاد خواهی برد و از یادم نخواهی رفت
مرا از یاد خواهی برد میدانم
ومن از دیدگان سرد تو یک روز می خوانم
سرود تلخ و غمگین خداحافظ
مرا از یاد خواهی برد
واز یادم نخواهی رفت
مرا از یاد خواهی برد
که یک روز هم مرا از خویش خواهی راند
و قلبت را که روزی اشیان گرم عشقم بود
همراه خواهی برد
تو از یادم نخواهی رفت وچشمان تو هر شب
اسمان تیره احساس من را نور می پاشد
ومن با خاطراتت زنده خواهم بود
چه غمگینم از این رفتن
و از این روزهای سرد تنهایی چه بیزارم
مرا از یاد خواهی برد می دانم
ومی دانم که از یادم" نخواهی رفت "
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 شهریور1389 19:44 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
+
نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور1389 22:11 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
چه کسی می داند ...
که در این دشت ِ دلم ، !!!
که ز دستان ِ زمانه پُر ِ خون و ستم است
و در این دیده که هر لحظه فقط منتظراست
و به هر دم نظرش سوی دلی بی شرر است
چه غمی خواهد و خواهد گذرد ...
کس نداند که در این خلوت و ویرانه ی دل
چه کسی هر دم و هر لحظه زغم می گذرد
آه ... اکنون به تو گویم ، همه ی هستی ِ من
که دلم با گذر ِ ثانیه ها ، شوق ِ دیدار ِ تو را می طلبد
و در این پهنه ی بی وسعت ِ دنیای غریب
در پی ِ نیمه نگاهی ز دلت ،
سخت در سوز و تب است
باز هم گویم و می نالم و فریاد کشم
هر چه از دل ، زبرم تند رود ،
یاد ِ( تو) هرگز و هرگز زدلم ، هیچ کجایی نرود ...
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 شهریور1389 21:50 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
+
نوشته شده در جمعه 12 شهریور1389 22:17 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 11 شهریور1389 11:35 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
نمیدانم زندگی چیست؟؟
اگر زندگی شکستن سکوت است
سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰
اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست
که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما
این نکته را فراموش نمی کنم
که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت
که چگونه اشک بریزم اما
اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم............
+
نوشته شده در شنبه 30 مرداد1389 20:53 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
فردا اگر ز راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو می ماندم
من تاابد ترانه ی عشق را
در آفتاب عشق تو می خواندم
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 مرداد1389 19:56 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
همین امشب از غصه ها می میرم
انتقام خودمو ، از دوتامون می گیرم
دیگه از دست توام کاری بر نمیاد
مثل نور یه شهاب کوچیک ، رد می شم از تو چشات
باز دوباره می افتم از چشات ، بی صدا می میرم
به خوابت نمیام ، کابوست نمی شم
تو شب های سیاه ، فانوست نمی شم
+
نوشته شده در جمعه 24 اردیبهشت1389 22:7 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
تو یعنی گونه های غنچه ای را
به رسم مهربانی ناز کردن
تو یعنی کوچه باغ آرزو را
به روی گام یاسی باز کردن
تو یعنی وسعت معصوم دل را
به معنای شکفتن هدیه دادن
تو یعنی بوته ای از رازقی را
میان حجم گلدانی نهادن
تو یعنی جستجوی آبی عشق
تو یعنی فصل پاک پونه بودن
تو یعنی چتری از احساس گل را
برای قلب بارانی گشودن
تویعنی قصه شوق کبوتر
تو یعنی لذت سبز شکفتن
تو یعنی با تواضع راز دل را
به یک نیلوفر بی کینه گفتن
تو یعنی وسعتی تا بی نهایت
تو یعنی نغمه موزون باران
تو یعنی تا ابد آیینه بودن
برای خاطر دل های باران
+
نوشته شده در جمعه 18 دی1388 19:59 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|

عشق ديرين

پروبالم
بسته است
نفسي نيست
مرا
دل من
هم نفسي مي خواهد
نفسي
تازه تر از سرو وسهي ميخواهد
دل من
در پي يار دگر است
ياري
بي چونو چرا ميخواهد
نه كسي دارد از اين دل خبري
نه كسي جويد از اين دل اثري
نه كسي از دل من مي پرسد
نه كسي حال مرا ميجويد
آنكه پرسد كه چرا چونينم
((
فاطمه)) يار من است عشق ديرين منست
دل من در گرو يار دگر
سر من بر سر سوداي دگر
عشق او داده به من حال دگر
ياد
او داده به من جان دگر
او دو چشمان من است
خواب او آرام من است 

+
نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388 18:58 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
زندگي
نمي دانم كجاي زندگي زيباس
نمي دانم كجاي زندگي ارامش دلهاست
زندگي يك سايبان خسته است
زندگي اندر خم يك كوچه است
زندگي را گر دهي بالو پرش
آن زمان بيني كه راهي دگر است
زندگي جامي است خالي ازشراب
زندگي رايك هياهو بايدش
زندگي را مرد ميدان بايدش
زندگي يك دشمن نا اشناست
زندگي يك بازي بي انتهاست
زندگي يك بازي جانانه است
زندگي يك كودك بي خانه است................
+
نوشته شده در دوشنبه 14 دی1388 20:48 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
در
قيدغمم خاطره ازاد كجاي؟
تنگ است
دلم قوت فرياد كجاي؟
كو
همنفسي تا نفسي شاد برارم؟
مجنون تو كجا رفتي وفرهاد كجا يي؟
با ان كه زما هيچ زمان ياد
نكردي
اي انكه نرفتي دمي از ياد
كجاي؟
+
نوشته شده در دوشنبه 14 دی1388 20:28 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از من می روی
+
نوشته شده در جمعه 29 آبان1388 14:57 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
هیچکس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه ی پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس شد
لحظه ی پایان من را حس نکرد.....
+
نوشته شده در جمعه 22 آبان1388 18:11 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|

تنها که میشوم یاد تو. . .
نه!
یاد تو تنها که میشوم . . .
نه!
چون یاد تو با من است تنها نمیشوم!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388 23:47 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|

keep me in your arms
make love
!with me
..
.
..
!!!embrace
..
...
I
making love
!with you

+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388 23:26 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون كندن بدست
عشق يعنی
آب بر آذر زدن
عشق يعنی چون ....... پا به راه
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی
رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی سر به دار آويختن
+
نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388 23:34 توسط (¯`v´¯)بت تنها(¯`v´¯)
|